توماي قديس را ترجمه كرد و برادرش دمتريوس تعداد زيادي از مناجاتهاي آمبروسيوس، نوشتههاي اوگوستين، فولگنتيوس، قديس آنسلم، ريكولدو دي مونته كروچه و قديس و توما را. دمتريوس بخشي از عمرش را در ميلان گذراند و در ونيز از دنيا رفت؛ پروخوروس با بياحتياطي در قلمرو ارتدكس باقي ماند، مورد لعنت و تكفير همكيشان پيشينش قرار گرفت، بيخانمان و دربدر مرد و مثل يك سگ دفن شد.
براي ترجمههاي يوناني به لاتيني ¿ قسمت 2 ـ الف.
پ. از لاتيني به فرانسه. برخلاف جريان مصنوعي لاتيني به يوناني، ترجمه از لاتيني به فرانسه كاملاً طبيعي و سرشار از نيروي جواني بود و حاكي از اهميت روزافزون زبان فرانسه.
بيشك، مقدر بود كه فرانسه جانشين زبان لاتيني شود.
سياههٴ فضلايي كه ميكوشيدند فرهنگ لاتيني را به جامهٴ فرانسه در آورند مفصل و چشمگير است.
ژان دوسي بخشي از عهد عتيق را ترجمه كرد؛ مارتين دو سن ژيل، عبارات بقراط را؛ ژان كُرباشون،
دايرةالمعارف بارتولوميوي انگليسي را؛ دني فولشا، پوليكراتوس جان ساليسبري را؛ رائول دو پرِل، شهر خداي قديس اوگوستين و كتابي سياسي از اجيديوي رُمي را؛ نيكول اُرام اخلاق، سياست و نجوم
ارسطو را؛ ژان دانْدن، رسالههاي اخلاقي ونسان بووه و پترارك را؛ سيمون آدَن و نيكل دو گونِس، خاطرات والريوس ماكسيموس را؛ ژان ايپرايي، برخي سفرنامهها را؛ ريشار اود، رساله درباب آبهاي گرم تأليف پيترو ابولي را؛ ژاك بوشان، يكي از كتابهاي سنكا را؛ ژان دو گولن،
مقابلات يوآنس اِرِميتا، طالعبيني گيوم دُوران، تاريخ بورگوس، رسالهاي از برنار گي و غيره را؛ اورار دو كُنتي، مسئلههاي ارسطويي را؛ اوستاش دشان،
شكوائيهٴ خودش دربارهٴ شقاق بزرگ را. بخش بزرگي از اين تلاش چشمگير با حمايت شارل فرزانه (شاه 1364 ـ 1380)، انجام شد و اين كار او سرمشق فرمانروايان ديگر قرار گرفت، از قبيل ژان دوبري(1340 ـ 1316).1 احتمال دارد بهخاطر آن حمايت شاهان و غير كليساييان بود كه كتابهاي ترجمهشده اينگونه متنوع و جامع است. براي ذكر همهٴ ترجمهها تلاشي نشده، بلكه بهدلخواه بسياري را كه كمتر مورد علاقهٴ ما بوده است كنار گذاشتهايم؛ با اين حال، وجود اين همه آثار غيرمسيحي و علمي شايان توجه
- Catalogue des MSS(folio, 3 vols., Bruxells 1842) Otto-Cartellieri ,The court of Burgundy , .(p. 164..180, London 1929)